تبليغاتX
شقایق - یاغی بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران Click Here To Navigate JavaScript Codes

زندگانی همچنان آبست

آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد شد

و بوی گند میگیرد

در حلال آبگیرش غنچه لبخند میمیرد

آهوان عشق از آب گل آلودش نمی نوشند

مرغکان شوق در آینه تارش نمی جوشند

من سر تسلیم به هر دنیا ندیده فرود می آورم جز مرگ

من از مرگ از آن نمیترسم که پایانیست بر اغاز یک طومار

بیم من از مرگ یک آرامش جاوید بی جنجال و یکسانست

بیم من از مرگ یک افسانه دیگر بی اغاز و بی پایانست

من نمیخواهم به عشق سالها پایبند بودن

من نمیخواهم اسیر سحر یک لبخند بودن

من نمیخواهم لبی را برها با شوق بوسیدن

من نمیخواهم شراب ناز از یک چشم نوشیدن

من تب تازه ٬ شراب و  عشق تازه میخواهم

قلب من  با هر تپش یک آرمان تازه میخواهد

من زبانم لال حتی یک خدا را سجده کردن

قرن ها او را پرستیدن

یا ز خشم یک خدا همواره ترسیدن

یا به یک ایمان و مذهب پا فشردن دل نمی بندم

من خدای تازه میخواهم

گرچه او با اتش ظلمش بسوزاند سراسر ملک هستی را

گرچه او رونق دهد آیین مطرود جرام می پرستی را

من بناموس قرون بردگی یاغیمم دیگر

یاغیم من ٬ یاغیم ٬ گو بگیرندم ٬ بسوزندم

گر بدار آرزو هایم بیاویزند

من از این پس یاغیم ٬ من یاغیم دیگر .........................




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 0:38 توسط ..:: علی ::..