تبليغاتX
شقایق - بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران Click Here To Navigate JavaScript Codes
وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم داغ دلم تازه میشه ٬ زمزمه های خوندنم وسوسه های موندنم با تو هم اندازه میشه . قدر هزار تا پنجره تنهایی اواز میخونم ٬ دارم با کی حرف میزنم نمیدونم نمیدونم این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره ٬ کاش میتونستم بخونم قد هزار تا پنجره طلوع من طلوع من وقتی غروب پربزنه موقع رفتن منه ٬ طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه . حالا که دلتنگی داره رفیق تنهاییم میشه کوچه ها نا رفیق شدن حالا که میخوان شب و روز بهم دیگه دروغ بگن ساعت ها هم دقیق شدن  طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه ٬ طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه .

من از صدای گریه تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم . چشم تو همرنگ یه باغه تو غربت غروب پاییز مثل من از یک درد کهنه لبریز . با تو بوی کاه گل و خاک عطر کوچه باغ نمناک زنده میشه با تو بوی خاک و بارون عطر ترمه و گلابدون زنده میشه . تو مثل شهر کوچیک من هنوز برام خاطره سازی هنوزم قبله معصوم نمازی . تو مثل یاد بازی من تو کوچه های پیرو خاکی هنوزم برای من عزیز و پاکی




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 16:33 توسط ..:: علی ::..